روانشناسی

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.
در بین عامه مردم باورهای غلطی شكل گرفته كه تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است كه البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از كج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست.

وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حكم صادر كنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.این مقاله درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهد.

1 - روانشناسان عصبانی نمی‌شوند!

در باور فوق، ما به كلمه هیچ وقت برمی‌خوریم كه یك كلمه مطلق است و این خود اولین نكته منفی درباره این باور است. چون درباره خصایص روانی و هیجانی انسان‌ها هیچ كلمه مطلقی نمی‌‌توانیم استفاده كنیم، چون انسان موجودی بسیار پیچیده، متفكر و انتخاب‌گراست. ضمن این كه عصبانیت جزو مكانیزم‌های متعادل‌ساز روان‌آدمی است كه توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به ودیعه نهاده شده است ،چرا كه اگر همین عصبانیت وجود نداشت انسان به مثابه دیگ بخاری بودكه سوپاپ اطمینان نداشت و بنابراین پس از گذشت چندین ساعت از كار این دیگ بخار ،ما شاهد انفجار این دیگ می‌بودیم.

و مهم‌تر از همه این كه اگر خشم و عصبانیت به هر دلیلی ابراز نشوند خود می‌تواند زمینه‌ساز كینه، نفرت، دشمنی و انواع و اقسام بیماری‌های روانی و جسمانی در آینده شود كه به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعیت مشخص است. بنابراین چگونه می‌توان انتظار داشت كه یك روانشناس كه خود به خوبی از عملكرد این فعالیت در ذهن و بدن خویش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأیید روانشناس زبده را بزنند. در حالی كه او قادر است با مكانیزم‌های دفاعی پخته و پیشرفته همچون شوخ‌طبعی باور فوق را به این شكل اصلاح كند.

 روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.

 2 - خودشان دیوانه‌اند!

 این هم یك باور غلط شایع در میان مردم است كه به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا كه اگر ما بخواهیم یك حكم كلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم كه تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش‌های آماری ادعای فوق را اثبات كنیم.

همانطور كه یك مكانیك اتومبیل هنگامی كه خودرواش در معرض نقص فنی احتمالی قرار دارد زودتر از دیگر افراد مطلع می‌شود این قاعده در ارتباط با روانشناسان نیز صادق است، چرا كه آنان به دلیل آگاهی از بیماری‌های روانی بسیار زودتر مطلع شده و به دلیل اطلاع از مشكلات پیش آمده احتمالی بر اثر بیماری‌های روانی خیلی زودتر به سمت و سوی درمان و حل مشكل خویش روان می‌شوند.

ما نمی‌توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً‌ از این بیماری‌ها بی‌بهره نخواهند ماند، به همان دلیل كه اشخاصی كه در بیمارستان‌ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی كار می‌كنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به این بیماری‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم.

 روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری‌های روانی قرار دارند.

 3 - ما خودمان روانشناسیم

بله این جمله‌ای است كه كارل راجرز، یكی از روانشناسان بزرگ و پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت كه هر كس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی كه پیش می‌آید این است، پس چرا همه روزه تعداد كثیری از مردم به كمك و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل كه همه ما بالقوه می‌توانیم به قله دماوند صعود كنیم اما به شرطی كه شخصی نتواند راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی كند.

برای حل مشكلات شخصی هم ما نیاز به كمك یك روانشناس زبده داریم كه نه برای ما بلكه با ما حركت كند تا به حل مشكلاتمان نائل شویم و از همه مهم‌تر این كه ذهن انسان از3 بخش عمده هشیار، نیمه‌هشیار و ناهشیار تشكیل یافته است كه اگر ما خیلی توانا باشیم حداكثر به نیمه هشیار ذهنمان دسترسی پیدا می‌‌كنیم كه البته برای حل مشكلات كافی نیست.

بنابر این نیازمند كمك كسی هستیم كه بتواند به ناهشیار ذهن ما وارد شده و از این انبار متروكه پرونده‌های دردناك بایگانی شده گذشته را بیرون آورده و از نو رسیدگی كند.بنابراین باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم.

هیچ كس بیشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نیست اما بدون كمك یك روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسی نخواهد داشت. روانشناسان با یك نگاه می‌توانند همه چیز را درباره ما بدانند.

 4 - روانشناسان حلال مشكلاتند

این باور، روانشناسان را به جادوگرانی مبدل می‌سازد كه قادرند فكر ما را بخوانند شود، كه این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد، چرا كه برای شناختن افراد در روانشناسی روش‌های گوناگونی همچون مشاهده تجربی یعنی در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنكه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزدیكان و خویشاوندان ،اجرای آزمون‌های روانی همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌های فرافكنی و در نهایت مصاحبه با خود شخص كه از انواع مختلفی برخوردار است در نظر گرفته می شود.

در نهایت می‌توان گفت پس از انجام این آزمایش‌ها و آزمون‌ها شاید با احتیاط بتوان گفت از شخص مورد نظر نیمرخ روانی به‌دست آورده‌ایم. كه باز هم در پاره‌ای از موارد بی نقص نخواهد بود. بنابراین باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم.

روانشناسان هرگز با یك نگاه نمی‌توانند همه‌چیز را درباره ما بدانند.

 5 - نیاز به مشورت ندارند

این هم یك باور غلط دیگر است، چرا كه روانشناسان هم همچون آرایشگران قادر به اصلاح سر خویش نیستند، هرچند كه آرایشگر قابلی باشند. به این دلیل كه مشكلات روانی همیشه صرف نظر از داشتن لایه‌های منطقی از لایه‌ای هیجانی نیز برخوردارند، بنابراین با توجه به اصل نیروگذاری روانی (یعنی مقدار مشخصی انرژی روانی می‌توان در ذهن به فعالیتی خاص صرف شود) وقتی بخشی از نیروهای ذهنی ما در هیجانات ما صرف شده است نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم كه با آگاهی و اشراف كامل دست به حل مسئله بزنیم، بنابراین، نیاز داریم از شخص دیگری كه البته رابطه خویشی و دوستی با ما ندارد كمك بگیریم تا او با صددرصد توان به كمك ما برای حل مسائل بیاید. البته این قاعده شامل حال تمام افراد می‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم. روانشناسان هم نیاز به مشورت دارند.

 6 - روانشناسان دانای كل هستند

این باور غلط و غیرمنطقی در بین مردم شایع است. البته متأسفانه این به دلیل ضعف حرفه روانشناسی در ایران است كه اگر شما به اكثر روانشناسان شاغل در ایران مراجعه كنید قادرند از مشكل شب ادراری كودكتان تا لكنت زبان همسرتان، دعاوی خانوادگی، ترس و اضطراب و وسواس و... همگی آنها را درمان كنند.

در صورتی كه در كشورهای پیشرفته شاید هر روانشناس حداكثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام می‌كند كه فقط قادر به حل مشكل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلی و تحصیلی هم انجام دهد. ضمن اینكه در باور فوق زندگی كردن واژه‌ای كلی و مصادیق آن وسیع است، بنابراین باور فوق به شكل زیر اصلاح می‌شود.

هر روانشناسی قادر به حل بعضی از مشكلات خاص و مشخص مراجعانش می‌باشد.

 7 - سرنوشت را تغییر می دهند

این هم یك باور عجیب دیگر كه اصلاً نمی‌تواند درست باشد. بزرگی می‌گفت: مراقب افكارت باش چون به حرفهایت بدل می‌‌شود. مراقب حرفهایت باش چون به اعمالت تبدیل می‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هایت مبدل می‌شود. مراقب عادت‌هایت باش چون به شخصیت تو تبدیل می‌شود. مراقب شخصیت خود باش چون به سرشت تو تبدیل می‌‌شود و مراقب سرشت خویش باش چون به سرنوشت تو تبدیل می‌‌شود.

فكر می‌كنم این بزرگ به‌خوبی حق مطلب را ادا كرده، چرا كه تا انسان‌ها خود نخواهند، به هیچ تغییر پایداری در زندگی‌شان نخواهند رسید. مگر آنكه دست خویش را در دست راهنمایی دلسوز چون یك روانشناس زبده دهند تا او را از كوره راه‌های زندگی به سرمنزل خوشبختی و سعادت رهنمون كند. روانشناسان قادر به پیشگویی و تغییر سرنوشت افراد نیستند مگر با همكاری و مساعدت خود آنها.

منبع: همشهری

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:58 توسط تینا | |

   دستورالعمل های مقدماتی

تنش زدایی, مفهومی متضاد تنش است. تمرین زیر, ابزاری است برای مهار تنش و ارتقای سطح تنش زدایی و آرمیدگی در ذهن و بدنتان. اگر خودتان (یا دوستی) دستورالعمل تمرین را روی نوار ضبط كنید و به هنگام تمرین به آن گوش دهید, بسیار سودمندتر است تا این كه آن را بخوانید و در خلال تمرین از محفوظات خود كمك بگیرید. تمرین را بخوانید و با مكث‌های بجا فرصت لازم را برای تحقق تنش زدایی فراهم آورید. اگر شما تمرین را برای خودتان روی نواری ضبط كرده اید, لطفاً یادتان باشد كه فقط وقتی از آن استفاده كنید كه در خانه به آرامی نشسته اید یا دراز كشیده اید و یا در جایی مشغول به انجام فعالیتی هستید كه مستلزم هوشیاری كامل شما نیست.

به هنگام اعمال خودكار مانند رانندگی به نوار گوش ندهید. فعالیت عمده تمرین حاضر ایجاد تنیدگی و آرمیدگی متناوب در گروهی از عضلات است. آن قدر بر عضلات تنش وارد كنید كه تنیده شوند؛ ولی نه آن قدر كه عضلاتتان درد بگیرند. هر گاه عضلات شما درد گرفت, یعنی شما بیش از حد تنیدگی ایجاد كرده اید.

تمرین كاهش تنش

به پشت تكیه دهید و تا حد ممكن وضعیت راحت و آسوده ای اختیار كنید. چشمان خود را به آرامی ببندید. آهنگ تنفس تان را تنظیم كنید (مكث كنید) به تنفس موزون و آهنگین خود توجه كنید. (مكث كنید) نفس دیگری بكشید. این بار كمی عمیق تر, حالا احساس آرامش, آسودگی و آرمیدگی می كنید. (مكث كنید) حالا بیشتر و بیشتر بدنتان آسوده تر و آرمیده تر می شود؛ دست راست خود را مشت كنید و به آرامی مچ خود را بفشارید. آن را محكم تر و محكم تر بفشارید و تنشی را كه ایجاد كرده اید مرور كنید. آن را فشرده نگه دارید تا در مچ, دست و ساعدتان  تنش را احساس كنید.

(مكثی كوتاه كنید) حالا عضلات دستتان را رها و شل كنید, بگذارید كه انگشتان دستتان رها و شل باشند. به مغایرت احساس تنش و احساس آرمیدگی فعلی خود توجه كنید. (مكثی كوتاه كنید) حالا همه بدن تان به سوی آرمیدگی پیش می رود و حتی آرمیدگی بیشتر و كامل تر . (مكثی كوتاه كنید) حالا از ناحیه آرنج هر دو دست خود را خم كنید و تنش را در عضله دو سر دستتان وارد كنید. آن ها را محكم تنیده كنید تا تقریباً بلرزند. آن ها را سفت نگه دارید و تنشی را كه ایجاد كرده اید, مرور كنید. (مكثی كوتاه بكنید) حالا به آرامی دست هایتان را از طرفین دراز كنید. دست هایتان شل می شوند و حالا احساس سنگینی و آرمیدگی در دست هایتان دارید. به تنشی كه از عضلاتتان رخت بر می بندد و آرمیدگی كه بجای تنش می نشیند, توجه كنید. حالا بگذارید این آرامش در بقیه اندامتان جریان و گسترش یابد, حالا آرمیده تر می شوید. (مكث) (از این به بعد, وقتی مكث می كنید كه به نظرتان برای تحقق تنش زدایی و آرمیدگی به مقداری زمان نیاز دارید .) همة توجه خود را معطوف گردن, شانه ها و قسمتهای بالایی پشت تان كنید. همان طور كه به آرامی نفس می كشید, تصور كنید كه شما تنش را از گردن, شانه ها و قسمت های بالایی پشت تان رها می كنید و این قسمت ها سنگین تر و بیشتر و بیشتر آرمیده تر می شوند. وقتی شما تنش را در بازوها, گردن, شانه ها و قسمت بالایی پشت تان رها می كنید, احساس می كنید موج آرمیدگی از ناحیه تنه, قسمت های پایین تر پشت و شكم تان به سوی پایین بدنتان حركت می كند. با هر تنفس شما بیشتر و بیشتر آرمیده تر می شوید.

حالا عضلات نشیمنگاه و ران هایتان را محكم منقبض كنید. برای انقباض ران هایتان, در حالتی كه انگشتان پاهایتان از زمین فاصله دارند, پاشنه هایتان را بر زمین فشار دهید, تنش را نگه دارید. عضلات ران را محكم و تنیده كنید. حالا عضلات را شل و رها كنید. حالا به تفاوت بین آرمیدگی و تنیدگی عضلات ران ها و نشمینگاه خود توجه كنید بگذارید احساس آرامش را هر چه عمیق تر و كامل تر احساس كنید.

حالا مثل زمانی كه می خواهید روی نوك پنجه راه بروید, انگشتان پاهایتان را روی زمین بگذارید و آن را فشار دهید. احساس می كنید عضلات پشت ساق پاهایتان محكم و تنیده تر می شود. تنش را نگه دارید. تنش را در این گروه عضلات مرور كنید و حالا آرمیدگی.مقاومت بین تنش و احساس مطبوع آرامش و آرمیدگی عمیق تان را احساس كنید. در حالی كه شما آرمیدگی بیشتری احساس می كنید, قسمت های پایینی بدنتان سنگین تر می شود.

در صورت تمایل , می توانید با یك دم ژرف و بازدم آهسته, آرمیدگی عمیق تری احساس كنید. در ضمن دم عمیق, احساس می كنید كه همه بدنتان سنگین, آسوده و آرمیده شده است. به این افكار بیندیشد: "من كاملاً خوبم. من آرمیدگی عمیقی احساس می كنم. بدنم آرام و آسوده است . گردنم, چانه ام،پیشانی ام همگی آرام و آسوده اند. تمام بدنم سنگین, آسوده و آرمیده است. بازوان و دستان من گرم و سنگین اند. من در آرامش به سر می برم." (در این قسمت, قبل از بلند شدن و خاتمه جلسه تنش زدایی  چند دقیقه در حالت آرمیدگی به سر برید.)

(پایان جلسه) نفسمیقی بكشید. انگشتان پاهایتان را تكانی دهید و چشمانتان را باز كنید. بعد از این تمرین شما احساس تازگی و آرامش می كنید.

ارتقاء تجربه

شما می توانید با گرفتن دمی عمیق و رهاسازی تنش در هر بازدم و تصور حركت موج آرمیدگی از بالای سرتان به سمت انگشتان پاهایتان, به احساس آرمیدگی عمیقی دست یابید. وقتی در خلال این تمرین به مقاومت تنش و آسودگی مطبوع در عضلاتتان پی بردید, توانایی شما در آرمیدگی ارتقاء می یابد. مثل هر كاری, با انجام تمرین های بیشتر, شما می توانید آسانتر و آشنا تر از این تمرین برای آرمیده ساختن خود بهره گیرید.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:48 توسط تینا | |

راز شفابخش بودن گل‌ها و تأثیر آنها بر احساسات و حالات انسان، رنگ آنهاست.

"زندگی ما شده ماشین و سیمان. هر طرف را كه نگاه می ‌كنی خاكستری و سیاه می ‌بینی. این منظره‌ها برای چه کسی دل و دماغ می‌ گذارد؟"

این روزها پیشرفت تکنولوژی و بالا رفتن سرعت زندگی، استرس همه ما را به ‌شدت زیاد كرده است. سر و صدای ماشین‌ها، ترافیک سنگین شهری، ساعات زیاد کاری و نداشتن فرصت کافی برای دید و بازدیدهای خانوادگی و بودن در کنار دوستان، همه از عواملی هستند که باعث می‌ شوند ما کمتر شاد باشیم.

اما آیا همه این ها هیچ راه چاره‌ای ندارند؟ نمی ‌توان كمی از این خشكی و سختی زندگی كم كرد؟ این به خود ما بستگی دارد. با هم به سراغ  یك موجود كوچك فراموش‌ شده و زیبا می‌ رویم تا نقش آن را در شاد شدن‌مان بررسی كنیم.

یکی از بهترین راه‌های ساده و سالم ایجاد آرامش و برطرف‌ کردن استرس، کمک ‌گرفتن از طبیعت است. طبیعت، باعث ایجاد آرامش، شادی و نشاط می‌ شود و بر رفتارها و احساسات انسان تأثیر مثبت می‌ گذارد. پس بهتر است برنامه روزانه‌تان را طوری تنظیم کنید که بتوانید چند ساعتی بیرون از خانه به تماشای طبیعت بروید.

یک پیاده ‌روی کوتاه در پارک نزدیک خانه به شما کمک می‌ کند تا آخر روز، احساس خوبی داشته باشید. همچنین برای مواقعی که در خانه هستید، هم فکری بکنید، مثلاً یک گلدان نو بخرید یا چند شاخه گل روی گلدان میز ناهارخوری بگذارید. روان ‌شناسان معتقدند وجود گل و گیاه در خانه، باعث شادابی و حس مشارکت بیشتر بین افراد خانواده می‌ شود.

چینی‌ها از قدیم به قدرت گل در درمان دردها اعتقاد داشتند. در سال‌های اخیر، صحت این موضوع از نظر علمی ثابت و مشخص شده که راز شفابخش بودن گل‌ها و تأثیر آنها بر احساسات و حالات انسان، رنگ آنهاست.

هر رنگ، یک طول موج خاص تولید می‌ کند و عقیده بر این است که بعد از رسیدن این طول موج به سلول‌های بینایی، طی مراحلی بدن به آن پاسخ می ‌دهد.

بسته به طول موج رنگ، هورمون‌های آرامش ‌دهنده مانند ملاتونین، هورمون‌های ایجاد کننده هیجان مانند آدرنالین و هورمون‌های مؤثر بر خلق و خو مانند سروتونین در بدن آزاد می ‌شوند.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:22 توسط تینا | |

تحقیقات نشان داده است دختران در خانواده های پر تنش به ویژه در شرایطی که پدر مبتلا به افسردگی باشد، تحت تاثیر عوامل روحی دچار بلوغ زودرس می شوند. محققان دانشگاه ویسکانسین کودکان را از سنین پیش دبستانی تا نوجوانی مورد بررسی قرار داده اند و در ضمن با والدین آنها نیز در مورد میزان استرس و مشکلات خانوادگی و مالی و حتی افسردگی والدین صحبت کرده اند.

آنها دریافته اند دخترانی که در خانواده های مستحکم زندگی می کنند و بیشتر تحت حمایتهای منسجم والدین هستند، دیرتر دچار تغییرات هورمونی و رسیدن به مرحله بلوغ می شوند. در این میان دخترانی که در خانواده هایی زندگی می کنند که  بین والدین مشکلات عاطفی وجود دارد و خانواده تحت تاثیر مشکلات مالی و اقتصادی و کمبودهای گوناگون است و به ویژه پدران مبتلا به افسردگی هستند، بیشتر و زودتر به تغییرات بلوغ می رسند.

نکته اینجاست که دختران ارتباط عاطفی خاصی با پدر دارند به همین دلیل ناراحتی های پدران بیشتر از مادران آنها را از نظر جسمی و روحی تحت تاثیر قرار می دهد. البته لازم به ذکر است که یکی از عوامل تعیین کننده زمان بلوغ در دختران سابقه این مورد در مادران و در ضمن اضافه وزن آنهاست. اما مشخص شده عاملی مهم تر از ژنتیک در این مسئله موثر است و آن هم وضعیت روانی و عاطفی خانواده است.

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:54 توسط تینا | |

صاحب یک بدن شدن
در آستانه ی ورود به دنیا صاحب یک جسم می‌شوید. ممکن است از آن خوش‌تان بیاید و یا اصلا خوش‌تان نیاید. این بدن تا آخرین روز اقامت در دنیا متعلق به شماست. می‌توانید از توانایی‌های مختلف آن بهره ببرید یا بدون استفاده از آن سال‌های اقامت خود را در دنیا، بی‌مصرف بگذرانید.

 ثبت‌نام در مدرسه ی شبانه‌روزی زندگی
این مدرسه در طول زندگی درس‌های فراوانی را به شما می‌آموزد. این فرصت برای شما فراهم می‌شود تا هر روز در این مکان آموزشی، درس جدیدی را یاد بگیرید. ممکن است به نظرتان برسد درس‌های ارائه شده غیرعاقلانه، سخت و دشوار و یا به درد نخور است اما فایده ی یادگیری آنها را  بعد متوجه خواهید شد.

 شکست پل پیروزی است
رشد کردن، از آزمون و خطا تشکیل می‌شود. تجربیاتی که پس از یک شکست حاصل می‌شوند به اندازه ی شادی‌های پس از موفقیت، در رشد و بالندگی شما موثر هستند.

تکرار مرتب درس تا یادگیری کامل
درس‌هایی که باید بیاموزید در قالب‌های مختلف تا زمان یادگیری کامل به شما ارائه می‌شوند. وقتی درسی را فرا گرفتید به کلاس بالاتر می‌روید و درس دیگری آغاز می‌شود.

 یادگیری پایان‌پذیر نیست.
هیچ قسمتی در زندگی وجود ندارد که در آن نکته‌ای برای یادگیری وجود نداشته باشد. تا زمان نفس کشیدن درس‌هایی برای یادگیری هست.

 دیگران آیینه ی شما هستند.
اگر چیزی در وجود کسی هست که باعث نفرت یا دوست داشتن شما می‌شود، به خودتان مراجعه کنید. چون دیگران منعکس کننده ی رفتار و برداشت شما هستند.

 توانایی استفاده از امکانات مختلف

تمام تجهیزات و توانایی‌های لازم در وجود اشخاص تعبیه شده و نحوه ی استفاده از آن‌ها در دست خودشان است. شما می‌توانید از موهبت‌های الهی بهره‌ بگیرید یا آن‌ها را بدون استفاده به حال خود رها کنید. انتخاب با شماست.

 تمام پاسخ‌ها درون خودتان نهفته است.
هنگامی که خداوند مشغول خلق دنیا بود، سوالی را برای فرشتگان مقرب طرح کرد. خداوند از آن‌ها پرسید بهترین جا برای مخفی کردن راز زندگی کجاست؟

یکی از آن‌ها گفت: دفن در دل خاک تیره . دیگری گفت: پنهان کردن در قعر دریاها و اقیانوس‌ها. و فرشته ی دیگر گفت: آن را در کوه‌ها قرار بدهید. خداوند در جواب گفت: اگر راز زندگی در این مکان‌ها پنهان شود فقط عده ی کمی می‌توانند راز زندگی را کشف کنند این راز باید در دسترس همه  مخلوقات من باشد. پس لازم است این راز، در قلب تک‌تک انسان‌ها نهفته باشد. از آن روز تا به الان راز زندگی در قلب انسان‌هاست اما همه در جاهای دیگر به دنبال آن می‌گردند. تمام پاسخ‌ها در وجود خود انسان‌ها نهفته است. فقط باید به اعماق دل و روح خود نگاهی بیندازید. به نجوای دل و روح خود گوش فرا دهید و به ندای قلب خود اعتماد کنید.

 نکاتی که باید همیشه در ذهن داشته باشید
- اگر بر حسب اتفاق زندگی را شکستید آن را تعمیر کنید.

- اگر آن را امانت گرفتید به صاحب اصلی آن برگردانید.

- اگر آن را با ارزش می‌دانید از آن مخافظت کنید.

- اگر آن را آشفته و نامرتب کردید، دوباره به حالت منظم برگردانید.

- اگر نمی‌دانید چگونه از آن استفاده کنید به دفترچه‌های راهنما یعنی کتاب‌های مختلف و انسان‌های با تجربه مراجعه کنید.

- اگر در آن چیزی و یا نکته‌ای هست که ربطی به شما ندارد و مربوط به انسان دیگر است در آن دخالت نکنید.

- اگر انجام کاری یا به زبان آوردن حرفی، زندگی دیگری را خراب می‌کند، سکوت اختیار کنید.

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:49 توسط تینا | |

 هر چند ممکن است بعضی‌ها خلاف این را به شما بگویند امّا واقعیت این است که علم روان‌شناسی و کاربردهای بالینی آن در روان‌درمانی، دارای محدویت‌های خاصی است که در زیر به برخی از آن‌ها اشاره شده است:

1- میل
روان درمانی می‌تواند امیال ناخودآگاه یا ناهشیار شما را برایتان آشکار سازد امّا حق ندارد به شما بگوید که به چه چیز باید تمایل داشته باشید.

2- سیاست
سیاست یک سیستم خصمانه است که در آن، افراد مانع برآورده شدن اهداف رقیبان خود می‌شوند و آرزوی از میان برداشتن و حذف همه رقیبان را دارند. امّا روان‌شناسی باید بر پایه امید برقراری صلح و آرامش با «دشمنان» درونی به منظور شفایابی باشد. به این جهت، هیچ چیز در روان‌شناسی نیازی به بیان کردن با عبارت‌های سیاستمدارانه ندارد زیرا روان‌شناسی می‌خواهد به شما کمک کند که «دریابید» چکار می‌خواهید بکنید، نه این که به شما «بگوید» چکار کنید. یا به عبارت دیگر، در حالی که سیاست تلاش می کند که رفتار «دیگران» را دیکته کند، روان‌شناسی به شما کمک می‌کند که با میل و رغبت به تغییر رفتار «خودتان» بپردازید. بنابراین به یاد داشته باشید که با استفاده از سرزنش، نفرت و پرخاشگری نمی‌توان کس دیگری را وادار به رفتار مهربانانه کرد. و به همین دلیل، رفتارهایی که ممکن است از نظر سیاسی درست باشند در مطب روان‌درمانگر جایی ندارند. در این اتاق فقط برای سه نفر جا هست: شما، روان‌درمانگر شما و ذهن ناخودآگاه یا ناهشیار شما.

3- مشاوره
باید بین «مشاوره» و «روان‌درمانی» فرق قائل شد زیرا این دو فرایند، جنبه‌های مختلف روان‌شناسی را در بر می‌گیرند و دارای فلسفه‌های متفاوتی هستند. هیچکدام «بهتر» از آن دیگری نیست امّا باید تفاوت آن‌ها را درک کرد. مشاور، چه مشاور مدرسه و چه مشاور ترک اعتیاد و چه هر نوع مشاور دیگر، فردی است که تلاش می‌کند شما را به انجام کاری وادارد. مثلاً اگر اعتیاد دارید، مشاور سعی می‌کند که شما را وا دارد تا آن را ترک کنید. اگر در محل کارتان اخلال می‌کنید، مشاور سعی می‌کند که شما را وادارد تا قوانین و مقررات را رعایت کنید. بنابراین، «لصول اخلاقی و حرفه‌ای» مشاور درباره واداشتن شما به سازگاری و عمل مناسب در نقش‌های اجتماعی خاص است.
هر چند روان درمانگری که آموزش کافی ندیده باشد از نظر «اصول اخلاقی و حرفه‌ای» تفاوت چندانی با مشاور ندارد، امّا یک روان درمانگر ورزیده و خوب آموزش دیده باید به شما کمک کند تا به جای آن که پایبند و دنباله‌روی تمایلات روان درمانگر باشید، خود را از تمایلات دنیای پیرامونتان رها سازید.
بدنیست مثالی را در این مورد در نظر بگیریم. فرض کنید فردی در کنار آمدن با مرگ یکی از نزدیکانش با مشکل روبروست. رویکرد مشاور، سعی در کاهش عوارض این حادثه به منظور برگشت هر چه سریع‌تر فرد به محیط کار است. در حالی که رویکرد روان درمانگر ممکن است در ابتدا بر روی استوارسازی فرد متمرکز باشد. امّا می‌تواند به کار بر روی جنبه‌های نهفته (و غالباً ناخودآگاه) مانند احساس گناه یا مشکلات ارتباطی نیز بیانجامد. در این رویکرد، فرد ممکن است جنبه‌هایی را کشف کند که در تمام این سال‌ها برای او مخفی مانده بود و اکنون مشکل ساز شده‌اند و همچنین فرد با آموزش چگونگی قبول آن‌ها و پذیرش صادقانه محدودیت‌‌های خود و با اعتماد به توانایی‌های خود ممکن است در انتها به کشف یک شیوه جدید برای زندگی کردن نائل شود.
البته از این مثال نباید چنین نتیجه‌گیری کرد که روان درمانی می‌تواند رازهای درونی و عمیق یک «زندگی واقعی» را برای شما آشکار سازد. بلکه روان درمانی می‌تواند به شما نشان دهد چگونه به عنوان یک انسان، با شخصیتی یکپارچه و سازگار و با صداقت زندگی کنید. آنچه از آن بعد می‌کنید دیگر کاملاً به خودتان مربوط است.

4- تمایل روان درمانگر
روان‌شناسی یک حرفه است و روان درمانگر باید تنها یک خواسته داشته باشد: کمک به شما برای نزدیک شدن به انگیزه‌های ناخودآگاهتان و تغییر آن‌ها در صورتی که برایتان مشکل ساز شده باشند. روان درمانگر نباید از شما بجز حق‌الزحمه عادلانه برای کار شایسته‌ای که انجام داده است، چیز دیگری بخواهد. گاهی اوقات روان درمانگر برای یک سازمان یا نهاد دولتی کار می‌کند و بیشتر نگران نیازهای خود است تا شما. توصیه می‌شود شرایط را تشخیص دهید و دقیقاً درک کنید که درمان شما، تمایلات چه کسی را ارضاء می‌کند.
این حق شماست که بدانید روان درمانگر یا مشاور درباره این نکات چگونه فکر می‌کنند. شاید کسی نخواهد برای راهنمایی زندگی خود به کسی که درباره طبیعت و محدودیت‌های کارش دید روشنی ندارد، اعتماد کند.
یک نکته را فراموش نکنید: دنیای ما دنیای تبعیض‌آمیز و ناعادلانه‌ای است و روان درمانگر یا مشاور شما باید به شما کمک کنند که با این دنیا کنار بیائید، نه این که ادعا کنند که می‌توانند دنیا را «عادلانه‌تر» سازند.

منبع

"The Limits of Psychology"
www.guidetopsychology.com

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:41 توسط تینا | |

ممکن است در آینده نزدیک بتوان احساس سرخوشی ایجاد شده توسط ورزش را با قرصی که یک ژن خاص در مغز را تحت تاثیر قرار می دهد شبیه سازی کرد.
 
ورزش جسم و روح را تقویت می کندمتخصصان دانشگاه ییل (Yale) می گویند آزمایشهای انجام شده بر روی موش می تواند نشان دهد که چرا ورزش مکرر و مداوم می تواند به افرادی که دچار افسردگی هستند کمک کند.

این کارشناسان در مقاله ای در نشریه نیچر مدیسین نوشته اند این موضوع می تواند به یافتن داروهای موثرتر منجر شود.در بریتانیا، سازمانهای خیریه ای که در زمینه بهداشت روحی افراد سرمایه گذاری و فعالیت می کنند، همواره برنامه های تمرینات ورزشی را بعنوان یک راه رفع افسردگی را توصیه کرده اند.

هرچند واضح است که ورزش کردن روحیه افراد را بهتر می کند اما دلیل این موضوع هنوز بطور واضح مشخص نشده است.تمرکز این تحقیق تازه بر روی منطقه ای از مغز نام هیپوکمپوس است که در حال حاضر هم تولید کنندگان داروهای ضد افسردگی از اهمیت آن آگاهند.

گروه پژوهشگران دانشگاه ییل آزمایشی را ابداع کردند تا دریابند کدام ژنها در این ناحیه از مغز در حین ورزش فعال تر می شوند و در این آزمایشها ژنی بنام VGF یافته شد.این ژن با یک "عامل رشد" شیمیایی در ارتباط است که در رشد سلولهای عصبی نقش ایفاء می کند.

پیدا شدن این ژن و خواص آن با فرضیه این پژوهشگران تطابق داشت، که برای رفع افسردگی تنها تغییر در مواد شیمیایی اطراف سلولها کافی نیست و لازم است ساختار و ارتباطات میان سلولهای مغز هم تغییر کند.گام بعدی ساختن نسخه ای از این ماده شیمیایی و آزمایش آن بر روی موش بود که در این آزمایشها تاثیراتی بر رفتار موشها دیده شد که تقریبا معادل استفاده از داروی های ضد افسردگی در انسان بود.

پژوهشگران معتقدند دارویی که بر اساس VGF ساخته شود "احتمالا درجه تاثیر بسیار بالاتری" نسبت به داروهای موجود ضد افسردگی خواهد داشت.مارکوس رابرتز، رئیس موسسه Policy at Mind گفت در حال حاضر باید پزشکان استفاده از تمرین را بعنوان روشی جهت درمان مسائل روحی توصیه کنند.

او می گوید: "تحقیقات موسسه ما نشان داده است که ورزش در هوای آزاد می تواند احساس افسردگی را کاهش دهد و با القاء حس دستیابی به یک موفقیت، اعتماد به نفس را نیز افزایش دهد. شواهد تایید کننده این موضوع به اندازه ای افزایش یافته است که می تواند باعث شود بکارگیری ورزش برای رفع افسردگی، یک روش درمانی بالینی قلمداد گردد."

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:40 توسط تینا | |

هر انسانی نیروی قدرتمندی برای كامل بودن در خود دارد. نام دیگر این نیروی قدرتمند «چاكرا» میباشدکه ایرانیان باستان آن را به خوبی شناخته بودند *** به اعداد ۷ و ۴۰ توجه کنید

چاكراها انرژی حیاتی را از محیط اطراف و از كیهان میگیرند و آنها را به امواج مورد نیاز نقاط مختلف بدن تبدیل میكنند. علاوه بر این آنها انرژی را به پیرامون خود پخش میكنند و انسان بدون اینکه خود بداند همیشه در تبادل انرژی با كیهان و دنیا و انسانهای دیگر است.

طبق دست نوشته های قدیمی 88000 چاكرا در بدن هر یك از ما وجود دارد و به ندرت میتوان نقطه‌ای در بدن انسان پیدا كرد كه در برابر دریافت و انتقال یا تغییر دادن انرژی ها حساس نباشد. فقط حدود 40 چاكرای فرعی وجود دارد كه مهمترین آنها در طحال، پشت گردن، كف دست ها و كف پاها قرار دارند. اما تقسیم بندی دیگری هم برای تعداد چاكراها وجود دارد كه میگویند چاكراهی مهم در بدن انسان 7 تا میباشند كه دائماً در حال چرخش به سر میبرند. چرخش چاكراها در مردان به سمت راست (در جهت عقربه های ساعت) و در زنان به سمت چپ میباشد. وقتی درمانگران میخواهند چاكرایی را تقویت كنند میتوانند در جهت چرخش چاكراها كار درمان را انجام دهند. برای نمونه در مورد بو (رایحه) درمانی میتوان مواد خوش بو را به صورت دورانی در جهت چرخش چاكراها حركت داد یا اگر با سنگ های قیمتی میخواهید روی چاكراها تأثیر بگذارید باز میتوانید جهت چرخش چاكراها را در دیدگاه داشته باشید

چاکراه در زبان سانسکریت به چم چرخدنده میباشد و از برای این گفته شده چاکراه که میدانهای انرژی مانند چرخ‌دنده های موتور یک ساعت همدیگر را میچرخانند.

***7 چاكراه***

****************************************************

چاکرای اول

چاكرای اول در جایی بین مقعد و اندام تناسلی قرار دارد،‌ با دنبالچه مرتبط است و به طرف زمین باز میشود

چاكرای اول ما را به دنیای فیزیكی وصل میكند. انرژی های كیهانی را به بدن فیزیكی و سطح مادی بدن میفرستد. آنهایی كه موفق به گشودن این چاكرا شده اند حیات بر روی كرة ‌زمین را كاملاً قبول دارند و به وجود فیزیكی شان پاسخ مثبت میدهند و برای زندگی كردن آمادگی دارند و هماهنگ با نیروهای مادی عمل میكنند. رنگ این چاكرا قرمز است. قرمز رنگ انرژی و فعالیتی است كه از هستة‌ درونی سیاره ما بیرون میزند و به ما ثبات دنیوی میدهد. در عین حال انرژی لازم را برای ابراز وجود خلاق میدهد. چینی ها معتقدند این چاكرا جایگاه اصلی ناخودآگاه گروهی است و از راه این چاكرا میتوان به دانش انباشته شدة‌ ناخودآگاه گروهی دست یافت. برای پاسداشت برابری درونی،‌ این چاكرا باید هماهنگ با چاكراهای دیگر عمل كند

آزمودن چاکرای اول

چگونه میتوان فهمید كه چاكرای اول کارا تر از بقیه چاكراهاست؟

اگر در شرایط غیرعادی استرس و یا شوك چاكرای اول به اندازة‌ كافی كار نكند،‌ احساس عدم تعادل خواهید كرد یا انگار فرش از زیر پایتان كشیده شود،‌ در حالی كه محكم ایستاده اید و حتی ممكن است دچار شكم روش بشوید. از طرف دیگر اگر چاكرای اول بیش از حد كار كند، ممكن است در شرایط غیرعادی از كوره در بروید و عصبانی و پرخاشگر شوید

پاکسازی چاکرای اول

چگونه میتوان چاكرای اول را پاكسازی كرد؟

مشاهدة‌ رنگ قرمز آتشین خورشید به هنگام طلوع و غروب و یا تابش طلوع وغروب باعث میشود كه چاكرای اول احیا و هماهنگ شده و فضای بسته و محدود درون آن را باز میكند. نشستن بر روی خاك و بوی خاك را نفس كشیدن تأثیر بسیار خوبی بر چاكرای اول خواهد داشت. رنگ قرمز رنگی است كه به شما شور و شهامت و سرزندگی میبخشد. اگر این رنگ قرمز با سایه ای از رنگ آبی آمیخته شود، به شما كمك خواهد كرد تا عشق هب دنیا با انرژی روحانی در وجودتان تلفیق شود. اگر كسی عمدتاً از راه چاكرای اول زندگی كند به بیشترین زمان خواب نیاز دارد كه حدود ده تا دوازده ساعت است و طرز خوابیدنش ترجیحا به روی شكم است

****************************************************

چاکرای دوم

چاكرای دوم بالای اندام تناسلی قرار دارد و به استخوان خاجی وصل است و مركز احساسات نخستین تصفیه نشده، انرژی جنسی و خلاقیت میباشد. عملكرد هماهنگ چاكرای دوم باعث میشود كه در ارتباط با دیگران خصوصاً در برابر جنس مخالف رفتاری طبیعی داشته باشید و جریان انرژی خلاق حیات را در درون بدن و روان ذهنتان جاری احساس كنید. این هماهنگی باعث میشود كه نه تنها در زندگی خودتان كه برای دیگران نیز انگیزه ایجاد كنید

عملکرد ناهماهنگ چاکرای دوم

بدكار كردن چاكرای دوم معمولاً در سن بلوغ به وجود می آید. بیدار شدن انرژی های جنسی بی‌ثباتی ایجاد میكند و والدین و مربیان به ندرت توانایی آموزش درست به جوان ها را دارند كه چگونه این انرژی را كنترل كنند. غالباً كمبود محبت و نوازش كه ریشه در دوران كودكی دارد ممكن است بعداً به نفی یا سركوب امیال جنسی منتهی شود، در نتیجه انرژی جنسی در راه نامناسب، خود را نشان میدهد. اغلب با زیاده روی در رابطة جنسی، خیال پردازی و یا سركوب امیال كه گاه گاه به صورت طغیان انرژی اتفاق می‌افتد و همچنین ممكن است به حالتی شبیه به اعتیاد به مواد مخدر درآید، مشاهده میشود. در اینجا انرژی جنسی درست شناخته نشده و در جهت غلط به كار برده میشود

پاکسازی چاکرای دوم

مهتاب و تماشا یا لمس آب های زلال خارج از شهر چاكرای دوم را فعال میكند. ماه به خصوص در زمان بدر كامل احساسات شما را زنده میكند و باعث میشود تا پیام های روح تان را از راه تجسم و رویاهایتان بگیرید. مشاهدة‌ آب های زلال طبیعی و یا غوطه ور شدن در آن یا نوشیدن جرعه‌ای از آب چشمه در پاكسازی روان به شما كمك میكند و باعث آزاد شدن احساساتتان از گرفتگی ها و گره ها میشود به این چم كه نیروی حیات دوباره می تواند آزادانه در درون تان جاری شود. اگر بتوانید مشاهدة‌ ماه و لمس آب را همزمان تجربه كنید اثر آن بر روی چاكرای دوم چشمگیر خواهد بود

****************************************************

چاکرای سوم

تقریباً دو انگشت بالای ناف جایگاه چاكرای سوم است. اگر این چاكرا هماهنگ كار كند شما میتوانید خود را كاملاً باور كنید و همچنین به احساس دیگران و ویژگی های شخصیتی آنها احترام بگذارید. وقتی چاكرای سوم درست كار نكند میخواهید همه چیز طبق خواسته های شما انجام شود، دوست دارید دنیای درون و بیرون را كنترل كنید با این وجود از درون ناآرام و ناراضی هستید. كم كاری چاكرای سوم شما را ناامید میكند

اگر شیوه خوابیدن شما به پشت و حدود 8 – 7 ساعت باشد جاكرای سوم شما فعال میباشد

فعال کردن چاکرای سوم

رنگ طلایی نور خورشید خصوصیات چاكرای سوم شما را تقویت میكند. تماشای مزرعه ای از گندم های رسیده در زیر نور خورشید نیز چنین اثری دارد. برای رهایی از غم به گل آفتابگردان نگاه كنید

رنگ درمانی

رنگ زرد روشن چاكرای سوم را فعال میكند، به افكار و اعصاب ما نیرو میدهد و حتی ممكن است پیوندهای با دیگران را افزایش دهید. احساس خستگی درونی با رنگ زرد برطرف شده و باعث کارا شدن و روحیه ورزشکاری شما میشود.

رایحه درمانی

روغن اسطوخودوس چاكرای سوم را هماهنگ ساخته و اثر آرام بخش بر روی بیقراری این چاكرا دارد.

****************************************************

چاکرای چهارم

این چاكرا در وسط قفسة سینه هم سطح با قلب قرار دارد . چاكرای قلب جایگاه عمیق ترین و پرشورترین احساسات عاشقانة ماست.

همه ما شاید عاشق شده باشیم و برای گاهی ( زمانی ) چرخش نیرویی را در دلمان حس کرده‌ایم و اون روشن شدن چاکرای چهارم یعنی چاکرای سبز رنگ عشق است
اگر این چاكرا درست كار نكند دائماً میخواهید در خدمت دیگران باشید و سخاوتمندانه عمل كنید بدون آن كه به درستی به سرچشمة عشق وصل باشید. همیشه در ازای «عشقی» كه میدهید چشمداشت سپاس دارید. مهر و نیکی دیگران شما را شرمنده میكند و شاید احساس میكنید كه به عشق دیگران نیازی ندارید

اگر چاكرای قلب كاملاً بسته باشد علایم خود را با سردی،‌ بی تفاوتی و سنگدلی نشان میدهید

كسانی كه چاكرای قلب فعالی دارند معمولاً به سمت چپ و حدود 5 تا 6 ساعت در شب میخوابند.

فعال کردن چاکرای چهارم

فعال كردن چاكرای قلب

پیاده روی آرام در فضای سبز، چاكرای قلب را هماهنگ میكند. هر دانة‌ شكوفه حامل پیامی از عشق و شعف پاك است به این شكوفه ها مخصوصاً به گل های صورتی رنگ نگاه كنید تا چاكرای قلب شما سالم بماند. آسمان صورتی با ابرهای لطیف به قلب شما روشنایی میبخشد. موسیقی كلاسیك و آهنگ های عرفانی اثر پاك كننده بر این چاكرا دارد.

رنگ درمانی و رایحه درمانی چاکرای چهارم

رنگ درمانی

رنگ سبز جنگل ها چاكرای قلب را هماهنگ میكند. استفاده از رنگ صورتی حتی در ملحفه و روبالشی باعث میشود احساس عشق و مهربانی در شما بیدار شده و شادی كودكانه ای به بار بیاورد.

رایحه درمانی

عطر گل سرخ امواج عاشقانه و ملایمی به چاكرای قلب وارد میكند و باعث میشود كه قدرت عشق در شما تقویت شود

نکته مهم : درست کار کردن چاکرای اول پیش نیاز درست کار کردن چاکرای دوم است و همینگونه پس از این ، در نتیجه برای اینکه عاشق شویم، باید چاکراههای ۱ تا ۳ درست کار کند وپرکار و یا کم کار نباشند

****************************************************

چاکرای پنجم

چاكرای پنجم بین گودی گردن و گلو قرار دارد. مركز گنجایش بیان، پیوندهای با دیگران و خودآگاهی انسان است. پیوند داشتن با دیگران در زندگی بیشتر از راه گفتگو كردن و انجام میگیرد كه مربوط به این چاكرا میباشد

اگر این چاكرا هماهنگ كار كند میتوانید كاملا ساكت بمانید و از صمیم قلب به دیگران گوش داده و حرف هایشان را درك كنید. گفتارتان خلاق و پرشور بوده و در عین حال كاملاً واضح است. صدای شما پرطنین و خوش آهنگ است. وقتی با مشكل یا مخالفتی رو به رو میشوید با خودتان رو راست هستید و میتوانید اگر بخواهید «نه» بگویید. دیدگاه دیگران هم نمیتواند افکار درست ما را دگرگون کند

اگر چاكرای پنجم هماهنگ كار نكند سخنتان خشن، بی ادبانه، سرد و جدی است. آهنگ صدایتان نسبتاً بلند و سخنتان بیهوده و بی چم است. اگر چاكرای پنجم کارا باشد 4 تا 5 ساعت خواب در شب به طرف راست و چپ به طور متناوب میخوابید و مدام غلط میزنید

پركاری ناهماهنگ چاكرای پنجم باعث میشود كه عده ای از قدرت بیان شان برای گول زدن دیگری سوء استفاده كنند

كم كاری چاكرای پنجم باعث خجالتی شدن، ساكت بودن و دورن گرایی میشود. در این صورت وقتی سخن میگویید فقط در مورد چیزهای كم اهمیت زندگی بیرونی تان حرف می زنید

کارا ( فعال) کردن چاکرای پنجم

نور آبی و شفاف آسمان صاف چاكرای پنجم را هماهنگ میكند برای دریافت کامل رنگ آبی آسمان، روی زمین دراز بكشید و آزاد و رها باشید، و وجود درونی تان را رو به گستردگی بینهایت کیهان باز كنید

باز تابش آسمان آبی بر آب و صدای آرام امواج شما را از عواطف و احساسات نهفته تان و این كه به شما چه میخواهند بگویند آگاه میسازد

رنگ درمانی

رنگ آبی روشن كم رنگ به چاكرای گلو اختصاص دارد. این رنگ آرامش می‌آفریند و بینش روحانی شما را باز میكند

رایحه درمانی

رایحة‌ تند مریم گلی امواج شفا را به طرف «مركز سخنراندن » میفرستد و چاكرای گلو را از بسته بودن‌ها رها میكند

اكالیپتوس چاكرای پنجم را باز و پاك میكند. امواج آن ما را بر روی صدای درون باز میكند و به شیوه پیوندمان سادگی و بی ریایی میبخشد

****************************************************

چاکرای ششم

بسیاری از ما آینده نزدیک و یا دور را در گاهی (زمانی) که در خواب هستیم میبینیم و سپس همان در روز پسین برایمان رخ میدهد آنچه را که ما از آینده و ناشناخته‌ها میبینیم به سبب روشن شدن و چرخیدن چاکرا ششم است

چاكرای ششم یا چشم سوم در میان یك انگشت بالای پل بینی در وسط پیشانی و میان دو چشم قرار دارد كه جایگاه نیروهای ذهنی برابری، تشخیص ، حافظه و اراده ماست

روش بینی مخصوص این چاكراست. عملكرد هماهنگ این چاكرا باعث میشود كه ذهنی کارا و كلی‌نگرانه داشته باشید. توجه به رازهای اسرار آمیز نیز به این چاكرا مربوط میشود

كسی كه چاكرای ششم در او کارآیی ناهماهنگی دارد، بیش از حد روی زمینه دانشهای عقلی پافشاری میكند و اهداف و برنامه های زندگی اش فقط با عقل و درایت صورت میگیرد. این افراد تنها چیزهایی را قبول میكنند كه ذهن سه بعدیشان بتواند درك كند و به آسانی قربانی خودخواهی روشنكفرانة‌ خود میشوند زیرا جهان بینهایت بعد دارد و شعور ما انسانها ۳بعدی است

كم كاری چاكرای ششم باعث میشود كه تنها حقیقتی را ببینید و باور كنید كه در جهان بیرون قابل دیدن باشد. در این صورت حقایق متافیزیکی را رد كرده و افكار پریشان و آشفته ای خواهید داشت. كسانی كه خیلی فراموش كار بوده و بینایی ضعیفی دارند اغلب چاكرای ششمشان كم كار است

اشخاصی كه 4 ساعت به حالت خواب و بیدار هستند چاكرای ششم شان فعال است

کارا ( فعال ) کردن چاکرای ششم

تماشای آسمان آبی پررنگ و پر ستارة‌ شب چاكرای ششم را فعال می كند

رنگ درمانی

بنفش روشن اثر پاك كننده و باز كننده بر روی چاكرای ششم دارد. به ذهن ژرفا (عمق) و روشنی میبخشد و حواس را نیرومند میكند و همین طور آنها را بر روی سطوح نرم ادراك باز میكند

رایحه درمانی

رایحة‌ نشاط آور نعنا گره های چاكرای ششم را باز میكند و كمك میكند تا شخص از قالب های افكار بسته رها شده و قدرت تمركز را زیاد میكند

رایحة یاسمن ذهن را بر روی آفرینش و دیدگاهی كه حامل پیامی از حقیقت ژرفتر است باز میكند

****************************************************

چاکرای هفتم

چاكرای هفتم در میان سر در بالاترین نقطه قرار دارد. این چاكرا با تمام رنگ های رنگین كمان میدرخشد اما رنگ پیروز آن بنفش پررنگ است. اینجا جایی است كه انگار در خانة‌ خود هستیم و یگانگی با خدای مهربان و نیروهای کیهانی را تجربه میكنیم

جالب است بدانید كه گره ای به آن چم در چاكرای هفتم وجود ندارد. صرفاً دامنه باز بودن آن میتواند كم یا زیاد باشد

وقتی رشد چاكرای هفتم افزایش مییابد در مییابید كه دنیای مادی هیچ چیز نیست و به علت یگانگی با هستی کیهانی همه چیز در درون شما وجود دارد و کیهانی بزرگتر از بیرون را در درون میابید

در این زمینه جالب است كه توجه داشته باشید ملاج كودك در سن 9 تا 24 ماهگی اول زندگی‌اش باز باقی میماند. در طول این دورة‌ اولیة‌ زندگی روی زمین طفل در آگاهی و وحدت كامل به سر میبرد

اگر این چاكرا كاملاً باز نباشد احساس نبود اطمینان، بی هدفی و بیهودگی و ترس از مرگ اغلب به سراغ تان می آید. شاید برای كنترل این احساسات منفی سعی كنید كه برای فرار از آنها به فعالیت زیاد پناه ببرید یا زیر بار مسؤولیت های جدید بروید برای این كه خود را مهم و محق جلوه دهید. كسی كه چاكرا هفتم كاملا بازی دارد خواب ندارد و همیشه نیمه بیدار است

پاکسازی وکارا کردن چاکرای هفتم

زمانی را تنها در قلة‌ كوهی بلند گذراندن بهترین راه برای كمك به باز كردن چاكرای هفتم است. به سبب این كه در آنجا از گرفتاریهای زمینی تان دور هستید و میتوانید از مسایل زندگی شخصی خود رها شده و با نزدیك شدن به آسمان احساس بیكرانگی كنید

موسیقی درمانی

بهترین موزیك برای چاكرای هفتم سكوت است. در این وضعیت تمام وجودمان بیدار شده و پذیرای خدای مهربان و نیروهای کیهانی میشویم

رنگ درمانی

رنگ سفید شامل تمام رنگ های طیف است. رویه های (سطح های) مختلف زندگی را با یگانگی پیشرونده (وحدت تعالی) یکی كرده و روان ما را برای دانش، سلامتی و نور خرد باز میكند

رایحه درمانی

بوی كندر کاربرد زندگی بخشی بر روی ذهن و روان دارد و پاك كننده پیرامون زندگی و خانه ماست. با این بو زندگی روزمره در وضعیت موجود كمرنگ شده، باور به پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک ژرف تر شده و روان ما مشتاق برای دریافت باورهای درست نیاکان خردمندمان در ۱۴۰۰ سال پیش میشود

نیاکان خردمندمان ( ایرانیان باستان ) به روشنی چاکرای تاجی کوروش بزرگ را نشان داده اند و این مقام پدر میهن کوروش بزرگ را نشان میدهد در پیوند با خدای مهربان ونیروهای کیهانی است. همچنین ۷ پله در آرامگاه کوروش بزرگ است و یا اعداد ۳ - ۷ - ۴۰ - ۱۰۰ نزد آنان ارزشمند بوده است و رنگ ارغوانی که رنگ درفش کاویانی ما بوده، سالها پس از تازش تازیان به سرزمین پارس و نابودی کتابخانه تیسفون و دانش و فرهنگ جهانی و ایرانی بخشهایی کوچک از این دانش سینه به سینه نزد برادران خونیمان در هند نگاهداری شد و با گذشت دوران به جادوی مرتاضان هندی و نیایشگاه سکوت در تبت سرانجا م شد

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:36 توسط تینا | |

اصطلاح «روان درمانگر» اصطلاحی کلّی است که به افراد مختلفی، با مدارج علمی متفاوت، اطلاق می‌گردد. متأسفانه به دلیل آن که شناخت عمومی نسبت به این که روان درمانگر باید دارای چه صلاحیت‌های علمی باشد در سطح مناسبی نیست، برخی افراد تنها با گذراندن یک یا دو دوره  چند ماهه به این کار حساس می‌پردازند و سلامت روانی جامعه را با خطرات جدّی روبرو می‌سازند. در این مقاله شما را باتخصص‌های مختلفی که در این رشته وجود دارد و حدود اختیارات درمانی هر یک آشنا می‌کنیم.

·   روان‌پزشک  

o  دارای درجه  دکتری پزشکی به اضافه  دوره  تخصصی روان‌پزشکی.

o  روان‌پزشک باید موفق به گذراندن امتحان بورد تخصصی در پایان دوره  خود گردد.

o  روان‌پزشکان می‌توانند برای بیماران دارو تجویز کنند.

·   روان‌شناس

o  دارای درجه  کارشناسی ارشد روان‌شناسی با یک تا دو سال آموزش تکمیلی.

o  دارای درجه  دکتری روان‌شناسی که معمولاً با 4 سال آموزش روان‌شناسی بعد از دوره  کارشناسی همراه است.

o  در بسیاری از کشورها روان‌شناسان قبل از آن که اجازه  کامل روان درمانی دریافت کنند باید یک تا دو سال زیر نظر یک روان‌شناس دیگر تجربه  کاری کسب کنند.

·   مشاور

o  دارای دو تا سه سال آموزش‌های دانشگاهی در روش‌های مشاوره.

o  حوزه‌های تخصصی شامل ازدواج، مشاوره  خانواده، مشاوره  تحصیلی و مشاوره اجتماعی می‌باشد.

·   مددکار اجتماعی

o  دارای تقریباً 2 سال آموزش دانشگاهی به همراه تکمیل دوره  دستیاری و تجربه  کار زیر نظر روان‌شناس یا مددکار اجتماعی.

o  برخی مددکاران اجتماعی ممکن است دارای مدرک کارشناسی ارشد در امور اجتماعی بوده و یا تجربه  کارهای بالینی زیر نظر روان‌شناسان و دیگر متخصصان را داشته باشند.

·   سرپرستار روان‌پزشکی

o  دارای درجه  کارشناسی ارشد یا بالاتر در پرستاری سلامت روانی یا روان‌پزشکی.

سرپرستار روان‌پزشکی می‌تواند به ارزیابی بیمار و تشخیص اختلال بپردازد و نتیجه را به روان‌پزشک گزارش کند.

o  روان‌پزشک می‌تواند برخی از روان درمانی‌ها را به سرپرستار روان پزشکی محوّل کند.

 

o  سرپرستار روان‌پزشکی به عنوان پرستار متخصص بالینی در مکان‌های مختلف نظیر بیمارستان‌ها، درمانگاه‌های خصوصی، اورژانس‌های روان‌پزشکی و مراکز درمان اعتیاد و سوء مصرف مواد کار می‌کند.

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:13 توسط تینا | |

ما چه بخواهیم چه نخواهیم، تا حدودی مصرف‌کننده  مطالب روان‌شناسی هستیم. تقریباً هر روز گزارش‌های تازه‌ای درباره  یافته‌های جدید روان‌شناسی در تلویزیون، رادیو و روزنامه‌ها منتشر می‌شود و هر مجله  خانوادگی را که ورق بزنید حاوی آزمون‌های روان‌شناسی یا مقالاتی درباره  راه‌های مقابله با افسردگی، اضطراب، استرس و هراس ... براساس آخرین پژوهش‌های روان‌شناسی است.
چگونه تشخیص دهیم که این مطالب از اعتبار علمی برخوردارند یا نه؟ برای استفاده  هوشمندانه از مطالب روان‌شناسی باید چگونگی ارزیابی گزارش‌هایی را که از پژوهش‌های روان‌شناسی منتشر می‌شود، یاد بگیریم. با درک چگونگی تشخیص اطلاعات قابل اعتماد و با ارزش، ما به صورت مصرف کننده  آگاه مطالب روان‌شناسی در می‌آئیم. این مقاله به شما راه‌های ارزیابی را نشان می‌دهد و کمک می‌کند که بتوانید مطالب معتبر را از نامعتبر تشخیص دهید.

1. منبع مقاله را در نظر بگیرید
هرگاه در رسانه‌های عمومی، مطلبی درباره  یافته‌های پژوهش‌های روان‌شناسی خواندید یا شنیدید، همیشه باید منبع اصلی اطلاعات را در نظر بگیرید. مطالعات منتشر شده در مجلات علمی و حرفه‌ای روان‌شناسی، فرایند بررسی دقیقی را طی کرده‌اند. این مطالعات معمولاً توسط یک یا چند پژوهشگر صاحب صلاحیت علمی صورت گرفته‌اند و معمولاً از سوی یک مرکز، بیمارستان یا سازمان آموزشی و پژوهشی پشتیبانی شده‌اند. ویراستاران علمی مجله نیز آن‌ها را خوانده و تأیید کرده‌اند. یعنی روان‌شناسان دیگری که در روش‌های پژوهشی و آماری مهارت دارند، قبل از چاپ شدن مطلب، آن را بررسی کرده‌اند.
دلیل دیگری که برای در نظر گرفتن منبع وجود دارد این است که در بسیاری از گزارش‌هایی که در مجلاّت معمولی چاپ می‌شوند، عناصر کلیدی یافته‌های پژوهشی یا غلط تعبیر می‌شوند و یا به دقت توضیح داده نمی‌شوند. نویسندگان و گزارشگرانی که فاقد تجربه در روش‌های پژوهشی هستند ممکن است به طور دقیق متوجه نشوند که مطالعه چگونه صورت گرفته و تأثیرات احتمالی نتایج پژوهشی چیست. بنابراین بامطالعه  اصل مقاله، درک کامل‌تر و بهتری از معنی یافته‌های پژوهشی کسب خواهید کرد.

2. به ادعاهای عجیب و غریب و کاملاً غیرمنتظره شک کنید
به هنگام ارزیابی و بررسی هر نوع اطلاعات علمی, هیچگاه «شک کردن» را فراموش نکنید. خصوصاً به ادعاها یا یافته‌هایی که احساسی یا غیرواقعی به نظر می‌رسند شک کنید. یادتان نرود که هدف رسانه‌های عمومی، جلب توجه، فروش بیشتر و بالا بردن تیراژ است. گزارشگران ممکن است روی عناصر خاصی از مطالعه تمرکز کنند و از اطلاعات مهمی که برای درک نتایج پژوهش ضرورت دارند غافل بمانند. خطر دیگری که وجود دارد این است که ادعاها واظهارات پژوهشگران ممکن است خارج از بافت و متن مورد نظر مورد استفاده قرار گیرد به نحوی که کاملاً مغایر با نتایج اصلی مطالعه باشد. 

3. روش‌های پژوهش را ارزیابی کنید
برای آن که مصرف‌کننده  هوشمند مطالب روان‌شناسی باشید، درک برخی از پایه‌های یک پژوهش روان‌شناسی ضرورت دارد. عناصری نظیر تعاریف عملیاتی، نمونه‌گیری تصادفی و طراحی پژوهش، برای درک نتایج نهایی یک مطالعه، اهمیت دارند. برای مثال، یک مطالعه  خاص ممکن است فقط افراد خاصی از یک جمعیت را در نظر گیرد و یا تعریف خاصی از یک موضوع بخصوص را مورد نظر قرار دهد. هر دوی این عوامل می‌توانند در این که یافته‌های پژوهشی برای کلّ جامعه چه معنی می‌دهند و چگونه نتایج را می‌توان برای درک بهتر یک پدیده  روان‌شناسانه به کار بست، اهمیت داشته باشند.

4. داستان‌ها را از واقعیت‌ها تشخیص دهید
به داستان‌ها یا گزارش‌هایی که برای پشتیبانی از یک ادعا ارائه می‌شوند زیاد بها ندهید. این که گروه کوچکی از افراد به نتیجه‌گیری مشابهی دست یافته‌اند بدین معنی نیست که کلّ جامعه دیدگاه مشترکی با آنان داشته باشد. پژوهش‌های علمی از نمونه‌گیری تصادفی و سایر روش‌های پژوهشی استفاده می‌کنند تا بتوانند نتایج مطالعه را به کل جمعیت تعمیم دهند. هر گزارشی با این توجیه که «این در مورد من صدق می‌کند پس برای بقیه هم باید صادق باشد»، باید با دیده  شک و تردید نگریسته شود.

5. ببینید سرمایه‌گذاری برای این پژوهش از سوی چه کسی یا سازمانی صورت گرفته است
برای ارزیابی پژوهش‌های روان‌شناسی، در نظر گرفتن این که پشتیبان مالی انجام مطالعه چه کسی یا سازمانی بوده است نیز اهمیت دارد. سرمایه‌گذاری ممکن است از منابع مختلف نظیر بنگاه‌های دولتی، گروه‌های غیرانتفاعی و یا سازمان‌های بزرگ صورت گرفته باشد.
هنگامی که نتایج یک مطالعه کاملاً در جهت منافع و برنامه‌های سازمانی باشد که هدفش فروش محصولات یا متقاعد کردن مردم به داشتن یک دیدگاه مشترک است، برخورد محتاطانه‌ای با آن داشته باشید. هر چند این‌گونه سرمایه‌گذاری لزوماً به معنی بی‌اعتبار بودن نتایج مطالعه نیست امّا شما باید همواره مطمئن باشید که مطالعه، جهت‌گیری خاصی نداشته و به طور علمی و بی‌طرفانه صورت گرفته باشد.

6. توجه داشته باشید که ارتباط داشتن به معنی رابطه  علت و معلولی نیست
در بسیاری از گزارش‌های پژوهش‌های علمی که در مجلات معمولی به چاپ می‌رسند، یک راست به سراغ نتیجه‌گیری‌ها رفته و رابطه علت و معلولی بین متغیرها برقرار می‌سازند. در صورتی که رابطه  بین دو متغیر، لزوماً بدین معنی نیست که تغییر در یکی، باعث تغییر در دیگری می‌شود. در اغلب موارد رابطه  علّت و معلولی بین متغیرها وجود ندارد. معمولاً در پژوهش‌های علمی عباراتی وجود دارد نظیر «پژوهشگران موفق به کشف ارتباطی بین ...»، «پژوهش‌ها نشانگر ارتباطی بین ...» یا «به نظر می‌رسد ارتباطی وجود داشته باشد بین ...»

روزنامه‌ها، مجلات، کتاب‌ها و منابع اینترنتی پر از اطلاعاتی درباره  آخرین یافته‌های پژوهشی در زمینه  روان‌شناسی هستند. به منظور تعیین میزان قابل اعتماد بودن این گزارش‌ها، دانستن چگونگی ارزیابی آن‌ها اهیمت دارد. بهترین راه برای کسب اطلاعات صحیح، مراجعه به نسخه  اصلی مطالعه است امّا چنانچه این کار امکان‌پذیر نباشد باید عقل سلیم علمی خود را به کار گیرید. مواظب ادعاهای احساساتی و غیرمنطقی، نتیجه‌گیری‌های اشتباه از ارتباط بین متغیرها و ... باشید و هیچگاه فراموش نکنید که به هنگام ارزیابی هر گزارش علمی، شک داشتن جزء قواعد کار است.

منبع

“Becoming a Consumer of Psychology”, Kendra Van Wagner,

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:10 توسط تینا | |

 

چقدر در زندگی خود به دنبال اضطراب می‌گردید؟ آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید كه كاملاً آگاهانه به پریشانی‌های فكری خود دامن می‌زنید؟
آیا همیشه نگران این هستید كه سر كار خود دیر برسید؟ آنقدر كه باید خوب به نظر نیایید؟ همسرتان از بودن با شما احساس بی‌حوصلگی كند؟ وضعیت مالی‌تان دچار ركود شود؟ هواپیمایی كه با آن سفر می‌كنید دچار سانحه گردد؟ یا هنگام مواجهه با افراد جدید دستپاچه شده و خرابكاری نمایید؟ اگر چنین است با كمال اطمینان به شما می‌گوییم كه گرفتار اضطراب مزمن هستید!

طبق تحقیقاتی كه در این زمینه به عمل آمده، 38 درصد از افراد شخصاً اظهار كرده‌اند كه هر روز با نگرانی و اضطراب دست و پنجه نرم می‌كنند ‌و این معضل در طول زندگی رهایشان نمی‌كند.

شاید بیشتر این اضطراب‌ها ریشه در اتفاقات ناخوشایندی دارد كه در گذشته رخ داده و منجر به شكل‌گیری این نگرانی‌های مزمن شده است. تنها مسئله خوشایندی كه در این رابطه می‌توان ذكر كرد این است كه 85 درصد از مسائلی كه شما بابت آنها نگران هستید در نهایت نتایج مثبتی در بر خواهد داشت و هیچ‌وقت واقعاً چنین اتفاقات بدی رخ نمی‌دهد.

اگر شما هم دائماً به‌خاطر همه چیز، از مسائل جزئی گرفته تا مسائل مهم نگران هستید، بهتر است خودتان را جزو افرادی كه ذكر شد قلمداد كنید. اگر اینطور است حتماً می‌دانید كه گذشت زمان هیچ تاثیری در كاهش اضطراب ندارد یا به عبارت دیگر شما عادت كرده‌اید كه همیشه منتظر وقوع اتفاقات ناخوشایند باشید و پیشاپیش برای آنها مضطرب شوید.

 اما چگونه این احساس را تشخیص دهیم؟
برای درمان اضطراب مزمن، ابتدا باید به ریشه‌یابی علل ایجاد آن بپردازید. به خودتان و آنچه كه در درون‌تان نگرانی ایجاد می‌كند فكر كنید.
1. اگر واقعاً قرار است اتفاق بدی بیفتد، شما هم واقعاً مسئول هستید كه برای آن نگران باشید.

حتی اگر شما ذاتاً هم آدمی دلشوره‌ای باشید، لزوماً نباید به هر نوع فكر آزاردهنده‌ای كه به سرتان راه می‌یابد توجه كنید و درصدد رفع آن برآیید. ولی اگر مسئولیت كاری به عهده شماست، دیگر قضیه فرق می‌كند و بهتر است حتماً ‌نسبت به انجام آن حساسیت نشان دهید. گاهی مواقع بهترین راه برای خلاصی از شر احساسات ناخوشایند همراهی با آنها و سد نكردن روند طبیعی بروز احساسات و عواطف درونی است.

2. لازم نیست همیشه از همه چیز مطمئن باشید.
شما به عنوان یك فرد مضطرب حتماً می‌دانید كه نمی‌توانید بلاتكلیفی را تحمل كنید و جملاتی شبیه «باید مطمئن شوم كه خطری من را تهدید نمی‌كند» یا «من می‌خواهم مطمئن شوم كه همسرم هیچ‌وقت مرا ترك نمی‌كند» برای‌تان آشنا است. شما به عنوان یك فرد مضطرب همیشه به دنبال مطمئن شدن از صحت و درستی امور، جستجو برای یافتن اطلاعات بیشتر و امتحان كردن مردم هستید تا دوباره از همه چیز اطمینان حاصل كنید.

اما همیشه هم لزومی ندارد كه قبل از انجام كاری صد درصد از نتیجه آن اطمینان حاصل نمایید.

3. هرگاه مطمئن شدید افكار منفی‌تان به وقوع می‌پیوندد برایش دلشوره بگیرید، در غیر این صورت بی‌خیال دلشوره شوید!
در حالی‌كه بیشتر مردم با احساسات منفی خود به عنوان امری جانبی و نه چندان مهم برخورد می‌كنند، شما طوری رفتار می‌كنید كه گویی این احساسات علامتی قطعی از وقوع اتفاق بدی هستند.

وقتی فكر می‌كنید كه من در امتحان امروز نمره بدی می‌گیرم سریعاً نتیجه‌گیری می‌كنید كه احتمال وقوع چنین اتفاقی و بد شدن نمره‌تان خیلی زیاد است. اگر شما به‌خوبی درس خوانده باشید و كمی هم منطقی فكر كنید دیگر دلیلی وجود ندارد تا به این فكر منفی توجه كنید چراكه خودتان خوب می‌دانید تلقین چه اثراتی به دنبال خواهد داشت.

 شاید همین احساس بد آنقدر كارایی شما را كم كند كه به‌رغم تمام تلاشی كه كرده‌اید، همان نتیجه‌ای را كسب كنید كه به‌خاطرش نگران بودید.

4. آیا هر آن چیز بدی كه ممكن است اتفاق بیفتد بازتابی از شخصیت شماست؟
وقتی احتمال می‌دهید اتفاقات بدی برای‌تان رخ می‌دهد، باور دارید كه این اتفاقات به این دلیل به‌وقوع می‌پیوندند كه شما به اندازه كافی شایستگی لازم برای جلوگیری از آنها را نداشته‌اید. وقتی كه دیر به جایی می‌رسید، اینطور نتیجه‌گیری می‌نمایید كه همه فكر می‌كنند شما كلاً آدم بی‌مسئولیتی هستید.

اگر در كارتان با مشكلاتی مواجه هستید، به این نتیجه می‌رسید كه كاملاً فرد نالایقی هستید. شاید هیچ وقت كسی در مورد شما آنطور كه خودتان تصور می‌كنید فكر نكند، اما شما حاضر نیستید دست از این نتیجه‌گیری‌های منفی بردارید. شما فكر می‌كنید این اتفاقات و مشكلات فقط به‌خاطر این رخ می‌دهند كه من هستم. ولی لطفاً كمی با خودتان مهربان باشید و اینقدر دست به تخریب شخصیت‌تان نزنید.

5. شكست غیرقابل اجتناب است.
حتماً تا بحال متوجه شده‌اید كه چقدر نقص در انجام كارها برای شما غیر قابل قبول است. اما شاید به این دلیل كه شما نقص را با شكست یكسان فرض می‌كنید، شكست برای شما كشنده، ترسناك و به معنی رسیدن به آخر خط است.

پس اینطور خود را قانع می‌كنید كه وقتی نگرانید انگیزه بیشتری برای تلاش پیدا می‌كنید و وقتی برای وقوع اتفاقات بد در حالت آماده باش به سر می‌برید، دیگر با وقوع آنها غافلگیر نمی‌شوید.

شاید حق با شما باشد و كمی نگرانی، البته تاكید می‌كنیم كمی نگرانی انگیزه خوبی برای تلاش و جلوگیری از شكست باشد اما لطفاً بیش از اندازه مته به خشخاش نگذارید و كمی هم واقع‌بین باشید. هیچ‌گاه فراموش نكنید كه عدم موفقیت در كارها یكی از طبیعی‌ترین جنبه‌های زندگی است.

6. هر چه زودتر خود را از شر احساسات منفی خلاص كنید
مثل بقیه افراد مضطرب شما هم تصور می‌كنید هرچه زودتر باید فكری به حال افكار منفی خود بكنید و آنها را كنترل یا در بهترین حالت از ذهن‌تان حذف كنید. شاید این طرز تفكر به این دلیل است كه تصور می‌كنید اگر جلوی افكار منفی را نگیرم بالاخره روزی زندگی‌ام را خراب می‌كنند، اما شاید قضیه به این بدی هم كه شما می‌گویید نباشد.

افراد عادی در چنین مواقعی با خود فكر می‌كنند، بالاخره برای هر كسی پیش می‌آید كه با احساسات منفی دست و پنجه نرم كند و نهایتاً از دست آنها خلاص شود. پس بد نیست شما هم كه مثل همه آدم‌ها از این قاعده مستثنی نیستید، طرز فكرتان را كمی تغییر دهید.

7. در آخر بهتر است قانون هفتم را نیز با دقت بیشتری بخوانید: شما مجبورید كه همین الان از نگرانی دست بكشید یا اینكه خدای نكرده با ادامه چنین وضعی كارتان به جنون برسد!
فرض كنید هم‌اكنون آنقدر نگران هستید كه می‌ترسید نكند این نگرانی‌ها سرانجام كار شما را به جنون بكشاند، بیمارتان كند و نهایتاً كنترل زندگی را از دست شما خارج كند.

پس تصمیم می‌گیرید دست از نگران بودن بردارید. به خودتان می‌گویید، خب، حالا وقت آن شده كه دست از این افكار منفی و نگرانی‌های بی‌معنی بردارم. اما بهتر است بدانید كه این راه هم جواب نمی‌دهد و كارگر نیست. چراكه شما فكر می‌كنید باید نگرانی‌های‌تان را كنترل كنید و وقتی از عهده چنین كاری بر نمی‌آیید به‌خاطر این ناتوانی از دست خودتان عصبانی می‌شوید.

 شاید سعی كنید راه‌های دیگری را برای كنترل افكارتان انتخاب كنید. مثلاً به مسائل خوشایندی فكر كنید و به خودتان تلقین كنید كه من واقعاً آدم خوبی هستم یا من به خودم ایمان دارم اما این تصدیق‌ها فقط برای چند دقیقه موثر واقع می‌شوند و پس از آن دوباره جای خود را به احساسات منفی خواهند داد، و حتی بیشتر از قبل باعث تضعیف روحیه شما می‌شوند.

شما از نگرانی‌های‌تان برای حل مشكلاتی كه در واقع اصلاً وجود خارجی ندارند و برای خلاص شدن از شك و بلاتكلیفی و برای اطمینان از اینكه هیچ وقت احساس بدی نخواهید داشت و یا شكست نمی‌خورید، استفاده می‌كنید. اما حقیقت اصلی این است كه این اهداف، واقعاً دست‌نیافتنی و غیرممكن هستند.

بجای این كارها بهتر است فكر كنید چرا می‌خواهید از شر این نگرانی‌ها خلاص شوید؟ آیا تلاش می‌كنید تا هیچ وقت و حتی در شرایط غیرقابل پیش بینی غافلگیر نشوید؟ آیا تلاش می‌كنید برای انجام كارها انگیزه لازم را در خودتان ایجاد كنید؟ آیا تلاش می‌كنید ذهن‌تان را كنترل نمایید؟ اولین گام برای غلبه بر نگرانی و اضطراب كشف دلیل بوجود آمدن چنین احساسی است.

شاید واقعاً دلیل خاصی برای این همه تشویش وجود نداشته باشد. پس با صراحت به شما اعلام می‌كنیم، اگر بیشتر اوقات دچار احساسات منفی و ناخوشایند هستید، به دنبال مجرم نگردید. مقصر اصلی خودتان هستید. انتخاب با شماست كه چقدر می‌خواهید از لحظه لحظه‌های زندگی‌تان لذت ببرید.

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 14:57 توسط تینا | |

هراس اجتماعي نوعي اختلال اضطرابي ميباشد كه پس از افسـردگـي و اعـتـياد به الـكــل مــتـداولـتـريــن اخــتـلال روانشنانختي محسوب ميگردد. افـرادي كـه دچـار هـراس اجتماعي مي بـاشنـد در مـوقعيـتهاي اجتماعي اضطراب شديدي را تجربه مي كنند. اين گـونه افراد از موقعيتهايي كه امكان دارد از سوي ديگران مورد قضاوت و بررسي قرارگيـرند هـراس دارند. آنها دائـما از آن بيـم دارنـد كـه مــوردقضاوت، ارزشـيابي، انتقاد، تحقير و تمسخر ديگران واقــع گردند. البته اغـلب مـردم در موقـعيـتهاي خـاص اجتماعي مـانند صحبت در جمع و يا ورود به يك مكان مملو از افرادنـا آشــنـا دچـار خجالت و دستـپاچگـي شـده و مــضطرب مي گردنـد كـه ايـن نـوع تــرس همـگـاني بيـانـگر هـــراس اجتماعي نميباشد. در صـورتي اضطراب فرد جنبه هـراس اجتماعي پيدا ميكند كه:

1-سبب گردد تا فرد از موقعيت هراس آور اجتناب كند.

2-هرگاه نتواند از آن بگريزد آن موقعيت را با استرس و پريشاني شديد تحمل ميكند.
3- در زندگي روزمره فرد تداخل قابل ملاحظه اي پديد مي آورد: كار، تحصيل، خـانــواده و زندگي اجتماعي.

افراد مبتلا به هراس اجتماعي از داشتن افكار نامعقول در رنج مي باشند اين گونه افراد معمولا از موقعيت هاي زير وحشت دارند:

1- ترس از صحبت در جمع (متداولترين)

2- كانون توجه ديگران قرار گرفتن.

3- خوردن و آشاميدن در مقابل ديگران.

4-نوشتن و يا كار كردن در حضور ديگران.

5-پرسش كردن در يك جمع و يا گزارش دادن.

6- استفاده از توالت عمومي و وسايل نقليه عمومي.

7-مورد انتقاد و اذيت ديگران قرار گرفتن.

8-ملاقات با افراد مهم مانند كارفرما، مدير، رييس.

9-ارتـبـاط بـا ديـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به ميهماني رفتن، شلوغـي، آغاز گفتگو ، خريد رفتن

10-طرز تفكر افراد نسبت به وي.

11-در حضور ديگران دچار اشتباه گردد.

12-علائم هراس اجتماعي

13-هنگامي كه فرد در معرض موقعيت هراس آور واقع ميگردد دچار اين علايم ميگردد:
1- چهره افروخته، لرزش بدن، خشكي دهان و گلو، تيك عصبي، افزايش ضربان قـلـــب، تعريق كف دستها، احساس سرگيجه و حالت تهوع، درد شكم، سر درد، تنفس سريع و كم عمق.

2-احساس ميكند حرفي براي گفتن ندارد.

3-احساس بلاتكليفي و عدم اعتماد بنفس .

4-افكار منفي : خـودم را ملعبه دست ديگران كردم. جـز بـه افـكار مـنفي و بـازخوردها و واكنشهاي منفي ديگران و خود اضطرابي نميتواند تمركز كند.

5-درك اين موضوع كه اين افكار نامعقول ميباشند.

6-ميل شديد به گريختن از محل.

7-ترسهاي برخاسته از هراس اجتماعي:

1- نگراني از آنكه ديگران متوجه علايم اضطرابي گردند مانند: تـعريـق و جـمـلات از هــم گسيخته.

2- ترس از آنكه احمق، مضحك و نادان بنظر برسد.

3- ترس از آنكه فردي ساكت، كسل كننده و خسته كننده بنظر آيد.

4- ترس از آنكه از نظر اجتماعي بي كفايت تلقي گردد.

قبل و بعد از موقعيت استرس زا  فرد نه تنها در لحظه موقعيت استرس زا دچار اضطراب مي گردد، بـلـكه پـيش از وقوع آن حتـي از يــك هفته مانده به آن صحنه استرس زا را پيش بيني كرده و اضـطراب وي آغـاز مي شود. پس از پاين يافتن واقعه نيز عملكرد و گفته هاي خود را مورد ارزيابي قرار داده و معمولا از آنها رضايت كامل نداشته و خود را مورد نكوهش قرار مي دهد. هرگاه هراس اجتماعي فرد درمان نگردد، عواقب زير را بدنبال خواهد داشت:

1-مصرف مشروبات الكلي براي غلبه بر اضطراب.

2-استفاده از داروهاي آرامبخش.

3-افسردگي.


4- مشكل در ايجاد و تداوم ارتباط با ديگران.

5-محروميت از فرصتهاي شغلي و تحصيلي.

6- انزوا و كناره گيري از خانواده و اجتماع.

7- افكار خودكشي.

 روشهاي درمان

1-تكنيك هاي غلبه بر اضطراب: شـامـل ريـلـكس كـردن عـضـلات، تـنـفس عـميق و آهستـه، مديتيشن و تصوير سازي ذهني ميباشد.

2-آموزش مهارتهاي اجتماعي: الگو سازي رفتار هاي مناسب،پس از آن تمرين آنها در فعاليتهاي واقعي زندگي.

3-در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را بمرور با عامل وحشت زا روبرو كرده و ترس وي را اينگونه كاهش ميدهند.

4-دارو: آرام بخشها، داروهاي ضد افسردگي و سركوب كننده سرتونين.

5-مشاركت در فعاليتهايي كه اعتماد بنـفس و حـس امـنـيـت فـرد را افـزايش ميدهد.

6- به چالش طلبيدن افكار نامعقول و مثبت انديشي.

 

 

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 14:44 توسط تینا | |

شرح بیماری:

اختلال‌ هراس‌ نوعی‌ اضطراب‌ شدید خودبه‌ خودی‌ که‌ حملات‌ آن‌ عودکننده‌ و غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ است‌ بیشتر این‌ حملات‌ 10-2 دقیقه‌ طول‌ می‌کشد ولی‌ برخی‌ حملات‌ ممکن‌ است‌ بیش‌ از 2-1 ساعت‌ نیز به‌ طول‌ انجامد. این‌ نوع‌ اضطراب‌ با علایم‌ حمله‌ای‌ بروز می‌کند (اغلب‌ در حین‌ خواب‌)، در حالی‌ که‌ در اضطراب‌ مزمن‌ (اضطراب‌ عمومی‌)، اضطراب‌ حالت‌ پایدار دارد.


علایم‌ شایع‌ :

علایم‌ جسمی‌:

·         تپش‌ قلب؛ تندی‌ ضربان‌ قلب‌؛ درد سینه‌

·         کوتاهی‌ نفس‌؛ احساس‌ خفگی‌؛ تنفس‌ عمیق‌ و سریع‌؛ ضعف‌ یا حالت‌ سستی‌؛ غش‌ کردن‌ (گاهی‌)؛ تعریق‌ و لرزیدن‌

·         کرختی‌ و گزگز اطراف‌ دهان‌، دست‌ها و پاها گرفتگی‌ یا انقباضات‌ عضلانی‌ در دست‌ها و پاها

·         احساس‌ «پرپرزدن‌ پروانه‌ها» در معده‌

 

علایم‌ روانی‌:

·         ترس‌ شدید از دیوانه‌ شدن‌ (از دست‌ دادن‌ مشاعر)؛ ترس‌ از مردن‌؛

·         احساس‌ وحشت‌

·         احساس‌ بی‌واقعیتی‌، قطع‌ ارتباط‌ با افراد یا اشیاء

علل‌

·   دستگاه‌ هشدار دهنده‌ مغز به‌ نظر می‌رسد تحت‌تأثیر تعامل‌ پیچیده‌ عوامل‌ زیست‌شناختی‌، ژنتیکی‌، بیماری‌ها، داروها، و سابقه‌ شخصی‌ حوادث‌ ناگوار باشد.

·   اختلالات‌ مختلفی‌ می‌توانند محرک‌ بروز حملات‌ هراس‌ باشند (از قبیل‌ اختلالات‌ ریتم‌ قلبی‌، آنژین صدری، اختلالات‌ تنفسی‌، آسم، بیماری‌های‌ انسدادی‌ ریه‌، اختلالات‌ غددی‌، اختلالات‌ تشنجی‌، داروهای‌ محرک‌، محرومیت‌ از برخی‌ داروهایی‌ که‌ بدن‌ به‌ آنها وابستگی‌ پیدا کرده‌ است‌)

عوامل تشدید کننده بیماری

·         استرس؛ احساس‌ گناه‌، خستگی‌ یا کار زیاد ؛ بیماری‌؛ سوءمصرف‌ الکل یا داروها

·         سابقه‌ سایر اختلالات‌ روانی‌؛ سابقه‌ خانوادگی‌ اختلال‌ هراس‌

 پیشگیری‌

اقدام‌ خاصی‌ برای‌ پیشگیری‌ از حمله‌ اولیه‌ وجود ندارد؛ درمان‌ به‌ پیشگیری‌ از حملات‌ بعدی‌ کمک‌ می‌کند.

عواقب‌ مورد انتظار

·         در بسیاری‌ از بیماران‌ این‌ اختلال‌ به‌ صورت‌ حملات‌ اندک‌ در طی‌ دوره‌ محدود که‌ فروکش‌ طولانی‌ مدت‌ بیماری‌ را به‌ دنبال‌ دارد بروز می‌کند.

·         در مورد سایر بیماران‌، روان‌ درمانی‌ یا تجویز داروها ممکن‌ است‌ مؤثر باشد.

عوارض‌ احتمالی‌

·         اضطراب‌ یا افسردگی مزمن‌

·         اختلالات‌ ترس‌، از قبیل‌ موقعیت‌ هراس‌ (ترس‌ هنگام‌ تنها بودن‌ یا قرار گرفتن‌ در مکان‌های‌ عمومی‌)

·         وابستگی‌ دارویی‌

 درمان‌

اصول‌ کلی‌

·   بررسی‌ سوابق‌ پزشکی‌ و معاینه‌ توسط‌ پزشک‌

o  بررسی‌های‌ آزمایشگاهی‌ در صورت‌ لزوم‌ برای‌ رد کردن‌ سایر اختلالات‌

o  در مورد احساسات‌ خود با یک‌ دوست‌ یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ صحبت‌ کنید. این‌ اقدام‌ گاهی‌ اضطراب‌ شما را کاهش‌ می‌دهد.

o  افکار و احساسات‌ اضطرابی‌ خود را به‌ طور روزانه‌ در یک‌ دفتر ثبت‌ نمایید. با بررسی‌ اطلاعات‌ ثبت‌ شده‌ علل‌ اضطراب‌ خود و راه‌حل‌های‌ احتمالی‌ آن‌ را ارزیابی‌ کنید.

o  روش‌های‌ آسوده‌سازی‌ را فرا بگیرید. برای‌ برخی‌ افراد، تجویز دارو مؤثر است‌.

o  تا حد امکان‌ استرس را در زندگی‌ خود کاهش‌ دهید.

o  برای‌ رفع‌ علایم‌ مربوط‌ به‌ تنفس‌ عمیق‌ و سریع‌، یک‌ کیسه‌ کاغذی‌ کوچک‌ را جلوی‌ دهان‌ و بینی‌ خود بگیرید و به‌ مدت‌ چند دقیقه‌ درون‌ آن‌ تنفس‌ کنید.

داروها

پزشک‌ ممکن‌ است‌ برای‌ بیمار داروهای‌ ضدافسردگی‌، بنزودیازپین یا داروهای‌ مسدودکننده‌ گیرنده‌ بتا تجویز کنند. داروی‌ تجویز شده‌ ممکن‌ است‌ پس‌ از 12-6 ماه‌ درمان‌ به‌ آهستگی‌ کاهش‌ داده‌ شده‌ یا به‌ طور موقت‌ قطع‌ گردد تا مشخص‌ شود آیا حملات‌ هراس‌ عود می‌کند یا خیر. اگر حملات‌ عود نکند دارو را می‌توان‌ برای‌ همیشه‌ قطع‌ کرد.


فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

·   به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنید.

·   شب‌ به‌ اندازه‌ کافی‌ استراحت‌ کنید.

رژیم‌ غذایی‌

مصرف‌ کافئین‌ به‌ هر شکل‌ ( قهوه، چای‌، نوشیدنی‌های‌ غیرالکلی‌) را قطع‌ کنید. با قطع‌ مصرف‌ این‌ نوشیدنی‌ها ممکن‌ است‌ دچار علایم‌ محرومیت‌ نظیر سردرد یا خستگی‌ شوید، ولی‌ این‌ علایم‌ در عرض‌ چند روز برطرف‌ می‌شوند.

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

·   اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان دارای‌ علایم‌ اختلال‌ هراس‌ باشید که‌ با درمان‌های‌ معمولی‌ انجام‌ شده‌ توسط‌ خودتان‌ برطرف‌ نشده‌ باشد.

o  عدم‌ موفقیت‌ برنامه‌ درمانی‌ پس‌ از 8 هفته‌ درمان‌

o  اگر دچار علایم جدید و غیرقابل توجیه شده اید.



 

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 14:25 توسط تینا | |

‎ ‎روان درمانی
• روان درمانی چیست؟
• چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟
• چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟
 • روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟ ‏
روان درمانی چیست؟ روان درمانی به شیوه هایی گفته می شود كه در آن مشكلات روانی و عاطفی از طریق بیان ‏مشكلات به یك درمانگر و گفتگو با او درمان می گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر ‏شدن توانایی مقابله تان كمك می كند.‏ ‏ اهداف روان درمانی عبارتنداز:‏
 • ‏ تغییر الگوهای آسیب زای رفتاری
• ‏ بهبود احساس ارزشمندی
• ‏ حل و فصل تعارض ها روان درمانی به یاد گرفتن مسائلی در مورد خودتان كمك می كند. در بعضی از موارد، شما یاد می ‏گیرید كه چگونه گذشته را درك كرده و آن را با زمان حال تطبیق دهید. در موارد دیگر شما از آن دسته ‏از پاسخ هایتان كه مشكلاتی را در زندگی شما ایجاد می كنند آگاه شده و شیوه های تغییر آنها را ‏یاد می گیرید.‏ چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟ درمانگر شما باید شخصی باشد كه در حضور او احساس آرامش كنید. درمانگر ها شامل افراد زیر ‏هستند:‏ روانپزشكان، روانشناسان، پرستاران روانپزشكی، مددكاران اجتماعی، مشاوران آموزش دیده. ‏بسیاری از مردم از اشخاصی كه عقیده آنها را می پذیرند، اسامی درمانگران را به دست می آورند. ‏این اشخاص عبارتند از:‏
• دوستان
• اعضای خانواده
• پزشكان حتی با وجود كمك گرفتن از دیگران هم، پیدا كردن یك درمانگر خوب امر بسیار شخصی می باشد. ‏مراقب باشید روان درمانگران زیادی وجود دارند كه صلاحیت كافی برای این كار را ندارند. مطمئن ‏باشید شخصی كه شما به عنوان یك درمانگر انتخاب می كنید، حتماً دارای مجوز كار باشد و اعتبار ‏كافی برای این امر داشته باشد. ممكن است كه شما قبل از اینكه یك درمانگر انتخاب كنید، با ‏درمانگران زیادی صحبت كنید. هنگامیكه با اولین درمانگر ملاقات می كنید، درباره مطالب زیر از او ‏بپرسید:‏
• حق الزحمه
• نوع درمانی كه او برای شما به كار می برد
 • مجوز قانونی كار مخصوص درمانگران به همان اندازه كه شما مسائل شخصی خود را برای درمانگر بیان می كنید، انتظار دارید كه به همان ‏اندازه هم او در این رابطه با شما صحبت كند. به مسائل زیر با دقت توجه كنید:‏
 • چگونه درمانگر با شما ارتباط برقرار می كند.‏
• به چه نحوی شنونده سخنان شماست.‏
• درجه راحت بودن شما یا درمانگر.‏ داشتن مقداری احساس تنش و عصبیت در جلسه اول طبیعی است. اگر درمانگر دارای صفاتی ‏است كه فكر می كنید آن صفات نخواهند گذاشت احساسات خود را به راحتی بیان كرده و یا به ‏درمانگرتان اعتماد كنید، بهتر خواهد بود كه درمانگر دیگری انتخاب نمائید.‏ در اولین جلسه به احساسات خود اعتماد كنید. از احساسات خودتان خود به عنوان یك راهنما جهت ‏تصمیم گیری در مورد ادامه كار با آن درمانگر و یا تغییر او استفاده كنید.‏ به محض پیدا كردن شخصی كه در حضور او احساس آرامش می كنید، ضمن گشودن دریچه های ‏ذهن خود شرایط را برای اعتماد به درمانگر مهیا كنید. رك و صریح بودن در امر درمان نكته ای بسیار ‏مهم است.‏ چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟ امروزه انواع بسیاری از درمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. انواع درمانهایی كه متداول تر است، ‏عبارتند از:‏ رفتار درمانی شناختی:‏ درمانگر به شناختن نگرش غیر واقعی تان نسبت به خود، دنیا و آینده كمك می كند. این درمان به ‏شما در تشخیص روش های فكری نادرست كمك می كند. شما الگوهای رفتاری و فكری جدیدی ‏پیدا خواهید كرد كه شما را به سوی زندگی سالم تری رهنمون می شود.‏ درمان متمركز بر درمانجو (روان درمانی بی رهنمود):‏ درمانگر با هدف كشف تجارب و احساسات نیمه آگاه و عمیق مربوط به دوران كودكی به شما گوش ‏می دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته یك بار یا بیشتر و برای چندین سال باید ملاقات كنید‎.‎ درمانگر زن و شوهر را به بهبودی روابطشان تشویق می كند و به آنها در فائق آمدن بر مشكلات ‏زندگیشان كمك می كند. هر دو نفر (زن و شوهر)، برای یاد گرفتن الگوهای رفتاری جدید، تلاش می ‏كنند. گاهی اوقات زوج پیمان یا توافق نامه ای را مبنی بر چگونگی تغییر رفتارشان می نویسند.‏ روان درمانی خانواده:‏ این شكل روان درمانی به جای توجه به تك تك اعضا، خانواده را به عنوان یك كل مورد توجه قرار می ‏دهد. این روش بر این عقیده استوار است كه شخص مشكل دار را جدای از محیط خانوادگی اش، ‏نمی توان شناخت.‏ درمانگر بیان آزاد احساسات را در بین افراد خانواده تشویق می كند. روان درمانی خانواده اغلب برای ‏خانواده هایی كه دارای بچه هایی با مشكلات رفتاری هستند و نیز برای خانواده هایی كه با سوء ‏استفاده جنسی، بیماری های خطرناك و سایر حوادث آسیب زا مواجهند، مناسب می باشد.‏ ‏ گروه درمانی (روان درمانی گروهی):‏ ‏ یك گروه حدوداً از هشت نفر كه مشكلات یكسانی دارند به طور منظم با درمانگر ملاقات می كنند، ‏تشكیل می شود. آنان در مورد مشكلاتشان با یكدیگر و با درمانگر مذاكره می كنند. گروه درمانی ‏بیشتر برای مسائل رفتاری مانند مشكلات شخصیتی، استفاده از الكل و مواد مخدر، اختلالات در ‏خوردن و انواع مشخصی از افسردگی كاربرد دارد.‏ روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟ ممكن است روان درمانی جلسات محدودی وقت بگیرد و یا سالیان زیادی طول بكشد. این مسئله ‏بستگی به وسعت مشكلات شما و اهدافی كه در معالجه تان مدنظر است، دارد. هم شما و هم ‏درمانگر لحظه به لحظه پیشرفتتان را تشخیص می دهید. شما باید به طور جدی در مورد اینكه چه ‏مدت تحت درمان قرار بگیرید، تصمیم بگیرید. شما، (نه درمانگر)، تصمیماتی كه می گیرید، بر روی ‏زندگیتان تأثیر مهمی دارد.‏ ‎ ‎
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 0:45 توسط تینا | |


Design By : Night Skin